تحولات منطقه

آنهدونیا چیست و چرا برخی افراد از تفریح و علاقه‌مندی‌های خود لذت نمی‌برند؟ بررسی علت بی‌حوصلگی، افسردگی، تأثیر شبکه‌های اجتماعی و نشانه‌های کاهش لذت.

آنهدونیا چیست؟ چرا دیگر از تفریح کردن هم لذت نمی‌بریم؟
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

بی‌حوصلگی، افت انگیزه و ناتوانی در لذت بردن از فعالیت‌های روزمره، به یکی از دغدغه‌های روان‌شناختی نسل جدید تبدیل شده است؛ وضعیتی که گاهی از خستگی و روزمرگی فراتر می‌رود و می‌تواند نشانه‌ای از اختلالی به نام «آنهدونیا» باشد.

به گزارش قدس آنلاین، تا همین چند سال پیش، تماشای یک فیلم، دیدار با دوستان، قدم زدن در خیابان یا حتی گوش دادن به موسیقی می‌توانست حال‌وهوای یک روز معمولی را تغییر دهد؛ اما حالا برای برخی افراد، حتی تفریح‌هایی که زمانی با اشتیاق به سراغشان می‌رفتند، جذابیت گذشته را ندارند. نه سرگرمی تازه‌ای هیجان‌انگیز است و نه فعالیت‌های قدیمی می‌توانند احساس رضایت ایجاد کنند. این وضعیت در کنار بی‌حوصلگی و افت انگیزه، پرسشی جدی را مطرح می‌کند: چرا با وجود دسترسی گسترده به سرگرمی‌ها و محرک‌های متنوع، گاهی از هیچ‌چیز لذت نمی‌بریم؟

این مسئله به‌ویژه درباره نوجوانان و جوانان اهمیت دارد؛ گروهی که از یک سو در معرض تغییرات طبیعی دوران رشد قرار دارند و از سوی دیگر با فشارهای اجتماعی، نگرانی‌های آینده، روزمرگی و حضور مداوم در فضای دیجیتال مواجه‌اند. با این حال، هر نوع بی‌حوصلگی را نمی‌توان نشانه بیماری دانست؛ چراکه میان ملال موقت، بی‌انگیزگی و پدیده‌ای روان‌شناختی به نام «آنهدونیا» تفاوت‌های مهمی وجود دارد.

آنهدونیا چیست و چرا دیگر از کارهای موردعلاقه‌مان لذت نمی‌بریم؟

پریسا ارجمندی، روان‌شناس، در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به فراگیری احساس بی‌حوصلگی در میان نوجوانان و جوانان، اظهار کرد: بی‌حوصلگی در این گروه سنی پدیده‌ای چندبعدی است. از منظر عصب‌شناختی، در سنین نوجوانی و اوایل جوانی، مغز و به‌ویژه قشر پیش‌پیشانی در حال بازسازی اساسی است و این تغییرات فیزیولوژیک بر سیستم پاداش مغز و نیاز به محرک‌های قوی‌تر اثر می‌گذارند.

وی افزود: از سوی دیگر، نبود اهداف ملموس و معنادار، روزمرگی ناشی از نظام آموزشی یکنواخت، شکاف میان انتظارات و واقعیت‌های جامعه، کمبود فرصت‌های بروز خلاقیت و فقدان سرگرمی‌های ارزان و در دسترس، دست به دست هم می‌دهند تا فرد با خلأ ذهنی و در نتیجه احساس مداوم ملال و بی‌حوصلگی روبه‌رو شود.

آنهدونیا (Anhedonia) اصطلاحی در روان‌شناسی و روان‌پزشکی است که به کاهش یا از دست دادن توانایی تجربه لذت از فعالیت‌هایی اشاره دارد که فرد پیش‌تر از انجام آن‌ها احساس رضایت می‌کرد. این وضعیت ممکن است در حوزه‌های مختلف زندگی، از معاشرت با دوستان و سرگرمی گرفته تا غذا خوردن، فعالیت‌های روزمره و روابط اجتماعی، خود را نشان دهد.

بر اساس توضیحات منتشرشده در هاروارد هلث، آنهدونیا یکی از نشانه‌های شایع افسردگی است؛ با این حال، ممکن است در برخی اختلالات روان‌شناختی دیگر و اختلالات مرتبط با مصرف مواد نیز مشاهده شود. بنابراین، ناتوانی در لذت بردن از فعالیت‌های معمول را نباید به‌تنهایی معادل تشخیص افسردگی دانست.

تفاوت بی‌حوصلگی، بی‌انگیزگی و افسردگی چیست؟

ارجمندی با تأکید بر اهمیت تفکیک بی‌حوصلگی معمولی از بی‌انگیزگی و افسردگی بیان کرد: بی‌حوصلگی حالتی گذرا و واکنشی در برابر یک موقعیت خسته‌کننده یا یکنواخت است. در این وضعیت، فرد تمایل دارد کاری انجام دهد، اما گزینه جذابی پیدا نمی‌کند. این حالت معمولاً با تغییر محیط، ملاقات با یک دوست یا یافتن سرگرمی تازه برطرف می‌شود.

وی ادامه داد: بی‌انگیزگی به معنای هدف‌گریزی یا نبود میل و محرک درونی برای پیشبرد اهداف است. در این شرایط، فرد با وجود توانایی انجام کار، ارزش یا دلیل کافی برای انجام آن نمی‌بیند.

این روان‌شناس با اشاره به تفاوت افسردگی با دو وضعیت دیگر یادآور شد: افسردگی یک اختلال خلقی است که می‌تواند با غم ماندگار، احساس پوچی یا ناامیدی، تغییرات آشکار در خواب و اشتها و از همه مهم‌تر بی‌لذتی فراگیر همراه باشد. این وضعیت با تغییر محیط یا انجام فعالیت‌های متنوع به‌سادگی برطرف نمی‌شود و می‌تواند عملکرد روزمره فرد را مختل کند.

بر اساس معیارهای مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا (NIMH)، برای تشخیص افسردگی اساسی، علائم باید در بیشتر ساعات روز و تقریباً هر روز، دست‌کم به مدت دو هفته وجود داشته باشند و یکی از نشانه‌های اصلی نیز خلق افسرده یا کاهش علاقه و لذت در فعالیت‌های مختلف باشد. البته تشخیص نهایی به ارزیابی متخصص سلامت روان نیاز دارد.

شبکه‌های اجتماعی چگونه بر احساس لذت و بی‌حوصلگی اثر می‌گذارند؟

یکی از موضوعاتی که در بررسی وضعیت روانی نسل جدید نمی‌توان نادیده گرفت، استفاده گسترده از تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی است. محتوای کوتاه و متنوع، امکان جابه‌جایی سریع میان موضوعات و دریافت مداوم پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده، بخش مهمی از اوقات فراغت کاربران را به خود اختصاص داده است.

ارجمندی در این باره معتقد است: شبکه‌های اجتماعی به دلیل ساختار الگوریتمی خود، محرک‌های سریع و پی‌درپی در اختیار مغز قرار می‌دهند. وقتی فرد به تغییر ثانیه‌ای محتوا و تماشای ویدئوهای کوتاه عادت می‌کند، فعالیت‌های دنیای واقعی مانند مطالعه، پیاده‌روی، مکالمه یا یادگیری مهارتی تازه که به صبر، تمرکز و دریافت پاداش تدریجی نیاز دارند، ممکن است برای او کسل‌کننده‌تر به نظر برسند.

به گفته این روان‌شناس، استفاده مداوم از این محتواها می‌تواند با خستگی شناختی و کاهش تمایل به انجام فعالیت‌هایی که به تمرکز و صرف زمان نیاز دارند، همراه باشد.

یافته‌های پژوهشی جدید نیز ضرورت توجه به این موضوع را نشان می‌دهد. در یک مطالعه مروری و فراتحلیل منتشرشده در مارس ۲۰۲۶ در نشریه Journal of Medical Internet Research، پژوهشگران ۵۸ مطالعه با مجموع ۹۶ هزار و ۶۷۶ شرکت‌کننده را بررسی کردند. نتایج نشان داد استفاده از ویدئوهای کوتاه با برخی شاخص‌های منفی سلامت روان، از جمله اضطراب، افسردگی، استرس، احساس تنهایی و بی‌حوصلگی، ارتباط آماری دارد.

نکته مهم در این پژوهش، تفاوت میان استفاده معمولی و استفاده مسئله‌ساز از ویدئوهای کوتاه بود؛ به این معنا که ارتباط میان استفاده مشکل‌ساز و پیامدهای منفی روان‌شناختی، به‌مراتب پررنگ‌تر از صرف مدت‌زمان استفاده بود. پژوهشگران همچنین تأکید کردند که این یافته‌ها به معنای اثبات رابطه علت و معلولی نیست و برای روشن شدن جهت این ارتباط، مطالعات طولی و آزمایشی بیشتری لازم است.

بنابراین، نمی‌توان هر فردی را که زمان زیادی در شبکه‌های اجتماعی می‌گذراند، در معرض افسردگی یا آنهدونیا دانست؛ بلکه کیفیت استفاده، میزان وابستگی و تأثیر آن بر روابط و عملکرد روزمره اهمیت بیشتری دارد.

وقتی تفریح هم دیگر لذت‌بخش نیست؛ زنگ خطر آنهدونیا

ارجمندی در پاسخ به این پرسش که چرا برخی جوانان حتی از تفریح و فعالیت‌هایی که قبلاً دوست داشته‌اند نیز لذت نمی‌برند، گفت: این حالت در اصطلاح روان‌شناسی «آنهدونیا» یا ناتوانی در تجربه لذت نام دارد.

اهمیت این وضعیت زمانی بیشتر می‌شود که فرد نه‌تنها از فعالیت‌های جدید استقبال نمی‌کند، بلکه علاقه خود را به سرگرمی‌ها و تجربه‌هایی که پیش‌تر برایش لذت‌بخش بوده‌اند نیز از دست می‌دهد.

از نظر علمی، تجربه لذت فقط به احساس خوشایند در لحظه محدود نیست. پژوهش‌های علوم اعصاب، فرایند پاداش را شامل مؤلفه‌هایی مانند تمایل و انگیزه برای دستیابی به پاداش، تجربه واقعی لذت و یادگیری از تجربه‌های پاداش‌دهنده می‌دانند. به همین دلیل، آنهدونیا ممکن است در بخش‌های متفاوتی از این فرایند اختلال ایجاد کند.

مروری علمی منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در نشریه Translational Psychiatry نیز بر همین پیچیدگی تأکید دارد و نشان می‌دهد که آنهدونیا صرفاً به معنای نداشتن انگیزه نیست؛ بلکه می‌تواند ابعاد متفاوتی از پردازش پاداش در مغز را درگیر کند.

استرس مزمن و فرسودگی روانی؛ از عوامل احتمالی کاهش لذت

این روان‌شناس در تشریح عوامل مؤثر بر شکل‌گیری آنهدونیا اظهار کرد: از دلایل عمده این وضعیت می‌توان به فرسودگی روانی و استرس مزمن اشاره کرد. انباشت اضطراب و فشارهای روانی ممکن است فرد را به وضعیتی از کرختی عاطفی و کاهش واکنش به تجربه‌های روزمره برساند.

وی همچنین اشباع حسی ناشی از مصرف مداوم محرک‌های دیجیتال و کاهش حساسیت به تجربه‌های لذت‌بخش را از موضوعاتی دانست که باید در بررسی وضعیت روانی جوانان مورد توجه قرار گیرد.

در همین زمینه، هاروارد هلث نیز با اشاره به ارتباط آنهدونیا با اختلال در سیستم پاداش مغز، تأکید می‌کند که این وضعیت می‌تواند بخشی از علائم افسردگی باشد و در برخی افراد حتی بدون گزارش غمگینی آشکار، به شکل احساس بی‌تفاوتی و کاهش لذت از زندگی بروز کند.

با این حال، نسبت دادن همه موارد آنهدونیا به مصرف شبکه‌های اجتماعی یا افزایش دوپامین، توضیحی ساده‌سازی‌شده است. سازوکارهای عصبی تجربه لذت پیچیده‌اند و عوامل روان‌شناختی، زیستی و محیطی می‌توانند در بروز این وضعیت نقش داشته باشند.

چه زمانی بی‌حوصلگی نیازمند مراجعه به روان‌شناس است؟

یکی از نکات مهم در مواجهه با بی‌حوصلگی و افت انگیزه، توجه به مدت‌زمان و میزان تأثیر آن بر زندگی روزمره است. اگر فرد برای مدتی طولانی علاقه خود را به فعالیت‌های موردعلاقه‌اش از دست داده، از ارتباط با دیگران فاصله گرفته یا با تغییرات محسوس در خواب، اشتها، انرژی و تمرکز روبه‌رو شده است، بهتر است این وضعیت را جدی بگیرد.

مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا توصیه می‌کند افرادی که علائم افسردگی را تجربه می‌کنند و این نشانه‌ها ادامه‌دار هستند، برای ارزیابی وضعیت خود به متخصص سلامت روان مراجعه کنند. همچنین برخی بیماری‌های جسمی و داروها نیز ممکن است علائمی مشابه افسردگی ایجاد کنند؛ موضوعی که اهمیت ارزیابی تخصصی را بیشتر می‌کند.

آنهدونیا به معنای پایان توانایی لذت بردن از زندگی نیست. شناخت علت زمینه‌ای و انتخاب مسیر درمانی مناسب، از جمله روان‌درمانی و در صورت نیاز درمان دارویی زیر نظر پزشک، می‌تواند به بهبود وضعیت کمک کند.

شاید مهم‌ترین نکته این باشد که وقتی فرد دیگر از چیزهایی که زمانی دوست داشته لذت نمی‌برد، نباید او را به تنبلی، بی‌ارادگی یا قدرنشناسی متهم کرد. گاهی پشت این بی‌میلی ظاهری، مسئله‌ای روان‌شناختی وجود دارد که به جای سرزنش، به شناخت، حمایت و رسیدگی تخصصی نیازمند است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha