امروز شنبه ۲۱ شهریورماه، در تقویم رسمی کشور «روز ملی سینما» نام گرفته است؛ مناسبتی که بهانهای برای مرور بخشی از کارنامه مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی در حوزه سینما و هنرهای تصویری است؛ کارنامهای که از یک اثر سینمایی بلند آغاز نمیشود و به یک فیلم کوتاه یا مستند نیز محدود نمانده و در طول سالها، پویانمایی، سینمای مستند، فیلم داستانی کوتاه، برنامههای تلویزیونی و قالبهای تازه تصویری را دربر گرفته است.
«در مسیر باران»؛ حضور فرهنگ رضوی روی پرده سینما
یکی از شاخصترین تجربههای سینمایی مؤسسه، پویانمایی سینمایی «در مسیر باران» است؛ اثری بلند به کارگردانی حامد کاتبی و تهیهکنندگی مریم چوپانزاده که به سفارش مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی ساخته شد.این انیمیشن سهبعدی، در حدود ۸۰ دقیقه، قصه مردی به نام «ریان» را روایت میکند؛ مردی که خشکسالی زندگی او و خانوادهاش را دستخوش دشواری کرده و برای یافتن راهی تازه قدم در سفر میگذارد. این سفر در ادامه به مرو و مقطعی از حضور تاریخی حضرت رضا(ع) در این سرزمین گره میخورد و فیلم از دل یک داستان خانوادگی و ماجراجویانه، مخاطب را با بخشی از تاریخ و فرهنگ رضوی همراه میکند. سعید تشکری و مهدی سیمریز نویسندگان اثر بودند و هنرمندانی همچون امین زندگانی، رحیم نوروزی، فرخ نعمتی، محمد شیرخانلو و محمد جهانپا در گروه صداپیشگان آن حضور داشتند.«در مسیر باران» در میانه دهه ۱۳۹۰ به جشنواره فیلم فجر رسید و در بخش پویانمایی سیوچهارمین جشنواره فیلم فجر نیز مورد تقدیر قرار گرفت؛ اما عمر این اثر به حضور جشنوارهای و اکران داخلی محدود نماند. سالها بعد، مسیر عرضه آن همچنان ادامه پیدا کرد؛ بهگونهای که طبق گزارش عملکرد مؤسسه، تنها در سال ۱۴۰۴ این اثر در حدود ۱۰۰ محفل و برنامه بینالمللی مورد استفاده و نمایش قرار گرفت؛ مسیری که یک تولید سینمایی رضوی را به ابزاری برای ارتباط فرهنگی با مخاطبان خارج از مرزهای ایران تبدیل کرد.
وقتی یک قصه واقعی از جنوب لبنان به مشهد رسید
در سالهای اخیر، یکی از مهمترین تولیدات سینمای مستند مؤسسه با نامی متفاوت و کنجکاویبرانگیز مقابل دوربین رفت؛ «من محمدحسن را دوست دارم». این مستند نیمهبلند به کارگردانی سیدمحمد محمدیسرشت و تهیهکنندگی هاشم مسعودی و مجتبی احسانی در لبنان تولید شد و زندگی جوانی در جنوب این کشور را روایت میکند که با بیماری سرطان مواجه شده است. ناامیدی از ادامه درمان، او را در برابر انتخابها و موقعیتهای دشواری قرار میدهد و در ادامه، زمینه سفرش به ایران و زیارت بارگاه حضرت رضا(ع) فراهم میشود. فیلم از دل این ماجرای واقعی، میان رنج و امید، ماندن و رفتن و نسبت انسان با زیارت حرکت میکند.تولید این مستند نیز خود بخشی از قصه فیلم بود؛ فیلمبرداری در لبنان در مقطعی انجام شد که برخی مناطق محل تولید اثر درگیر تنش و بمباران بودند. «من محمدحسن را دوست دارم» پس از تولید، مسیر قابل توجهی را در جشنوارههای داخلی و بینالمللی پیمود؛ تندیس بهترین فیلم مستند پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم دینی «اشراق» در بخش ویژه «بازنمایی مقاومت اسلامی» را به دست آورد و در سال ۱۴۰۴ نیز تندیس ویژه هیئت داوران بخش مستند هجدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت به این اثر اهدا شد.مهرماه ۱۴۰۳ نیز پردیس سینمایی هویزه مشهد میزبان رونمایی و نمایش این مستند در کنار فیلم کوتاه «دِلِلّول» شد و مخاطبان مشهدی دو تجربه متفاوت از سینمای مستند و داستانی مؤسسه را روی پرده دیدند.
«دِلِلّول»؛ قصهای از جنگ، مادر و زخمی که تمام نمیشود
در کنار مستند، فیلم کوتاه داستانی نیز در سالهای اخیر به یکی از مسیرهای جدیتر آفرینش تصویری مؤسسه تبدیل شده است.فیلم کوتاه «دِلِلّول» به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی سعید ولیزاده، یکی از نمونههای این مسیر است؛ اثری با پیوندی میان مضامین دفاع مقدس و فرهنگ رضوی که به جای بازگویی مستقیم جنگ، به سراغ زخمی رفته که سالها پس از پایان آن در زندگی آدمها باقی مانده است.
قصه از مادری میگوید که سالها از پایان جنگ گذشته، اما داغ فرزند برای او کهنه نشده است. ابتسام بغلانی، احلام محسنی و سمانه پرتویی از بازیگران اثر هستند و فیلم تلاش میکند جنگ را نه از میان صحنههای نبرد، بلکه از خلال تجربه زیسته یک مادر روایت کند.این فیلم در ششمین جشنواره فیلم کوتاه بسیج «اختران» درخشید و هفت عنوان بهترین فیلم داستانی، کارگردانی، فیلمبرداری، بازیگر زن، تدوین، گریم و صداگذاری را به دست آورد. مسیر نمایش «دِلِلّول» سپس از مرزهای ایران نیز عبور کرد و این فیلم برای حضور در جشنواره بینالمللی فیلم «هرون بِی» کانادا انتخاب شد و مهرماه ۱۴۰۴ در این رویداد به نمایش درآمد.
قصه از مادری میگوید که سالها از پایان جنگ گذشته، اما داغ فرزند برای او کهنه نشده است. ابتسام بغلانی، احلام محسنی و سمانه پرتویی از بازیگران اثر هستند و فیلم تلاش میکند جنگ را نه از میان صحنههای نبرد، بلکه از خلال تجربه زیسته یک مادر روایت کند.این فیلم در ششمین جشنواره فیلم کوتاه بسیج «اختران» درخشید و هفت عنوان بهترین فیلم داستانی، کارگردانی، فیلمبرداری، بازیگر زن، تدوین، گریم و صداگذاری را به دست آورد. مسیر نمایش «دِلِلّول» سپس از مرزهای ایران نیز عبور کرد و این فیلم برای حضور در جشنواره بینالمللی فیلم «هرون بِی» کانادا انتخاب شد و مهرماه ۱۴۰۴ در این رویداد به نمایش درآمد.
از «برکه» تا «پرواز»؛ تجربههایی در قابی کوچکتر
پویانمایی نیز در سالهای اخیر همچنان بخشی از تولیدات تصویری مؤسسه باقی مانده است. «برکه» به کارگردانی محمدعلی بصیری و علیرضا قرباننیا و تهیهکنندگی محمدرضا پردل، از جمله این تولیدات است که در سال ۱۴۰۴ به بخش پویانمایی سیوهفتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان راه یافت و در جمع ۱۱ پویانمایی منتخب جشنواره قرار گرفت.«پرواز» نیز از دیگر تجربههای تصویری رضوی مؤسسه است؛ اثری به کارگردانی علی میرزایی ورامینی که بر پایه قطعه «پرواز» با صدای مجید اخشابی شکل گرفت و از میان ۵۱ اثر راهیافته به پنج بخش جشنواره موسیقی کنسرت ججو در کره جنوبی، در بخش فیلمهای کوتاه به نمایش درآمد و در جمع هشت اثر منتخب قرار گرفت.این امتداد در سال ۱۴۰۳ نیز قابل مشاهده است؛ سالی که طبق گزارش عملکرد مؤسسه، در کنار تولید فیلم کوتاه «دِلِلّول» و ادامه عرضه «من محمدحسن را دوست دارم»، چهار پروژه پویانمایی در قالبهای مختلف به اجرا درآمد.
روایت تصویری، فقط در سالن سینما نماند
کارنامه تصویری مؤسسه البته تنها در سالن سینما تعریف نشده است. حرکت میان سینما، تلویزیون و رسانههای نو، بخش دیگری از این مسیر را ساخته است.در سال ۱۴۰۳، پنج قسمت برنامه تلویزیونی «ذره و خورشید»، هشت قسمت «مکتب خورشید»، ۲۴ آیتم کوتاه تلویزیونی، ۳۰ قسمت مجموعه کوتاه داستانی «زنگ زولبیا» و ۳۰ قسمت کلیپ تصویری «گنج دنج» در مجموعه تولیدات تصویری مؤسسه قرار داشت.این مسیر در سال ۱۴۰۴ نیز با هشت قسمت «مکتب خورشید»، ۱۰ قسمت «نقش نفس» با حدود ۳۰۰ دقیقه برنامه، ۳۰ قسمت کوتاه «کنج دنج»، ۱۰ قسمت «آه و راه» و تبدیل نمایش «زنگار و آیینه» به تلهتئاتر ادامه یافت. در واقع، تصویر در این تجربه دیگر تنها به معنای «فیلم سینمایی» نبود؛ گاهی یک مستند، گاهی پویانمایی، گاهی یک روایت چنددقیقهای و گاهی برنامهای چندقسمتی بود که میتوانست مخاطب رسانه ملی یا فضای مجازی را با یک مضمون فرهنگی و رضوی همراه کند.
از تولید فیلم تا ساختن میدان برای مستندسازان
مرور سابقه مؤسسه آفرینشهای هنری در حوزه سینما بدون اشاره به جشنواره فیلم مستند «بهشت» کامل نمیشود.این جشنواره در سال ۱۳۹۷ با محوریت زیارت امام رضا(ع) و با تمرکز بر قصهها، آیینها، حالات، توسلات، زائران، خادمان و فرهنگ پیرامون زیارت در مشهد شکل گرفت. مسابقه ملی، آثار موبایلی، مرور فیلمهای شاخص مرتبط با زیارت و برگزاری کارگاههای تخصصی از بخشهای این رویداد بود.در کنار نمایش آثار، رویکرد جشنواره به آموزش و کشف ظرفیتهای تازه نیز معطوف بود و چهار دوره کارگاه تخصصی با حضور ۱۴۰ هنرمند و استادان حوزه مستند برگزار شد. به این ترتیب، نسبت مؤسسه با سینما در مقاطعی از سفارش و تولید اثر فراتر رفت و به ایجاد زمینه برای حضور مستندسازان و شکلگیری روایتهای تازه از زیارت رسید.
سینما؛ زبانی برای روایت امروز از یک حقیقت تاریخی
از «در مسیر باران» که داستان خود را در دل تاریخ و سفر به مرو جستوجو میکند تا «من محمدحسن را دوست دارم» که دوربینش را به روستاهای جنوب لبنان میبرد؛ از مادری در «دِلِلّول» که هنوز زخم جنگ را با خود حمل میکند تا تجربههای تازهای چون «برکه» و «پرواز»، نقطه مشترک بخش مهمی از این آثار تلاش برای رسیدن به روایتی انسانی از مفاهیم دینی و رضوی است.گاهی امام رضا(ع) در متن یک واقعه تاریخی حضور دارد، گاهی مقصد سفر یک انسان رنجدیده است، گاهی نام و فرهنگ او در پسزمینه قصه یک مادر قرار میگیرد و گاهی یک اثر برای کودک و نوجوان ساخته میشود. همین تنوع، شاید مهمترین نشانه مسیری باشد که آفرینشهای تصویری مؤسسه طی کرده است؛ حرکت از «بیان مستقیم یک مفهوم» به سوی «قصهگویی».و ۲۱ شهریور، روز ملی سینما، فرصتی است برای دوباره دیدن همین ظرفیت؛ ظرفیتی که میتواند تاریخ، زیارت، انسان، امید، مقاومت و فرهنگ رضوی را نه فقط در قالب کلمات، که در قابهایی ماندگار برای مخاطب ایرانی و جهانی روایت کند.




نظر شما